بلخره ۱۳ صفر هم رسید
صبح رفتم باشگاه و بعد از اینکه کل اجدادم اومدن جلو چشمم اومدم خونه. یه دوش ریز گرفتم و پیش به سوی بازار امیر
علاوه بر اینکه گرما روانیم کرد صدای داد دلال ها هم مغزمو سوراخ کرد.
بعد از یه دور گشت و گذار و نگاه کردن طلاها و نظر دادن راجبشون، یک دلارم رو خریدم و برگشتم
انتظار دارم اون یدونه زاد و ولد کنه و تبدیل به ۱۰۰ یا حتی ۱۵۰ دلار بشه تا سال بعد
برچسب: نویسنده: badgirl82 تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 23:06
مامان واقعا سو استفاده گره
بابا یه مبلغی رو زده به کارت مامان که وقتی مسافرته خرج خونه کنیم. بعد مامان از اون پول نمیداد بریم وسایل بخریم میگفت خودتون پول دارین دیگه
حالا من که پولو گرفتم ولی واقعا سو استفاده میکنه و اعصابم از این بهم ریخت که میخواد اون پول بمونه برا خودش. خب زن تو هر وقت پول خواستی بابا بهت داده
فکر کنم من تنها کسیم که معتقدم بابام خوبه و مامانم بهش ظلم میکنهحتی آرزومه با یکی مثل بابام ازدواج کنممم
برچسب: نویسنده: badgirl82 تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 23:06
برچسب: نویسنده: badgirl82 تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 23:18
برچسب: نویسنده: badgirl82 تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 23:18
برچسب: نویسنده: badgirl82 تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 23:18
برچسب: نویسنده: badgirl82 تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 23:18